ترجمه "valve" به فارسی

دریچه, در, شیر صنعتی بهترین ترجمه های "valve" به فارسی هستند.

valve verb noun دستور زبان

A device that controls the flow of a gas or fluid through a pipe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریچه

    noun

    Align fuel valves from storage tank three to service!

    دریچه مخزن شماره سه رو به سمت مخزن اصلی تنظیم کن.

  • در

    noun

    It's 150 pounds per square inch with a brass safety-check valve.

    و 150 پوند در هر اينچ مربع با دريچه ي آهني براي چک کردن ايمني

  • شیر صنعتی

    device that regulates, directs or controls the flow of a fluid or a gas

  • ترجمه های کمتر

    • دريچه
    • شیر
    • سرپوش
    • لته
    • (اتومبیل) لامپ
    • (انگلیس) رجوع شود به electron tube
    • (در اصل) هر یک از دو لنگه های در یا پنجره
    • (لاستیک اتومبیل) والف
    • (مکانیک) سوپاپ
    • (کالبدشناسی - به ویژه قلب)دریچه
    • (گیاه شناسی - جانورشناسی) کفه
    • جریان (چیزی) را تنظیم کردن (با دریچه) 0
    • دریچه زدن به
    • سوپاپ دار کردن
    • شیر و فلکه
    • لامپ خلا
    • لنگه ی در
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "valve"

عباراتی شبیه به "valve" با ترجمه به فارسی

  • زمانبندی متغیر سوپاپها
  • رجوع شود به trombone
  • چوچه وال
  • دریچه ایلئوسکال
  • (قلب) دریچه ی هلالی
  • برون ریز · دریچه اطمینان · دریچه ی اطمینان · سوپاپ خودگشا · شیر ایمنی · مفر
  • (مکانیک) دریچه ی چرخان · دریچه ی دوطرفه · دریچه ی پولکی · پروانه ی چرخانه
  • مخفف : (مکانیک اتومبیل) سوپاپ یکسویه
اضافه کردن

ترجمه های "valve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه