ترجمه "various" به فارسی
مختلف, گوناگون, متنوع بهترین ترجمه های "various" به فارسی هستند.
various
adjective
دستور زبان
more than one indeterminate thing [..]
-
مختلف
adjectiveHer mother and father were both in the hall frantically stuffing clothing and various objects into suitcases.
پدر و مادرش با عجله و دستپاچگی دارند لباسها و وسایل و لوازم مختلف را توی چمدان میچپانند.
-
گوناگون
adjectiveThe troops retired from Vilna for various complicated reasons of state, political and strategic.
قشون از ویل نا به علل گوناگون بغرنج سیاسی و نظامی و تاکتیکی عقب مینشست.
-
متنوع
adjectiveThis large one here,is called 'The Treasury of various Poems.
کتاب قطور بعدی گنجینهی اشعار متنوع نام دارد.
-
ترجمه های کمتر
- متفاوت
- رنگارنگ
- الوان
- بسیارگان
- چندبخشی
- چندرنگ
- چندسان
- چندگونه
- (مهجور) رجوع شود به changeable
- رجوع شود به variant
- چندجنبه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " various " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن