ترجمه "varnish" به فارسی
جلا, جلا دادن, براقی بهترین ترجمه های "varnish" به فارسی هستند.
varnish
verb
noun
دستور زبان
A type of paint with a solvent that evaporates to leave a hard, transparent, glossy film. [..]
-
جلا
nounThe ambulance was a huge, suave, varnished, white thing.
آمبولانس چیزی بزرگ و چشم نواز و پر جلا و سفید بود.
-
جلا دادن
-
براقی
far distant objects could be clearly seen glittering as though freshly varnished.
در پرتو آفتاب دورترین اشیاء نیز کام لا مرئی شد و چنان به درخشیدن آمد که گویی به آنها لعاب براقی مالیدهاند.
-
ترجمه های کمتر
- صیقل
- آراستن
- (انگلیس) لاک (ناخن) (امریکا: nail polish)
- (با تزیین) پنهان کردن
- (مجازی) جلا
- براق کردن
- برق انداختن
- تزیین کردن
- روغن جلا (oil varnish هم می گویند)
- روغن جلا زدن
- صیقل دادن
- ظاهرسازی کردن
- عیب پوشی کردن
- لاک الکل (spirit varnish هم می گویند)
- لاک الکل زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " varnish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "varnish"
عباراتی شبیه به "varnish" با ترجمه به فارسی
-
لاک ناخن
-
روغنهای جلا
-
انواع درختانی که از آنها (برای لاک و الکل) لاک می گیرند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن