ترجمه "vaticinate" به فارسی
دوراندیشی کردن, غیب گویی کردن, پیشگویی کردن بهترین ترجمه های "vaticinate" به فارسی هستند.
vaticinate
verb
دستور زبان
(ambitransitive, chiefly formal) Predict or foretell (future events). [..]
-
دوراندیشی کردن
-
غیب گویی کردن
-
پیشگویی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaticinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaticinate" با ترجمه به فارسی
-
دوراندیشانه · غیب گویانه · وابسته به پیشگویی
-
ابلاغ · رسالت · نبوت · پیشگویی · پیغمبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن