ترجمه "vector" به فارسی

بردار, وکتور, برداری بهترین ترجمه های "vector" به فارسی هستند.

vector verb noun دستور زبان

(mathematics) a directed quantity, one with both magnitude and direction; an element of a vector space [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردار

    noun

    directed quantity (1)

    I never said that the vector fields were rational functions.

    .من هرکز نگفتم که ميادين برداري راه حل هاي منطقي هستن

  • وکتور

    agent that carries and transmits an infectious pathogen into another living organism

    This man is suffering psychosis brought on by viral encephalitis from an unknown vector.

    يه آدمي که دچار روان پريشي هستش و داري يه ويروس ورم مغزي از يه وکتور ناشناخته

  • برداری

    Then, using vector analysis, you use rotational symmetry, and you get this next set.

    سپس، به کمک تحلیل برداری و با استفاده از تقارن چرخشی می تونید مجموعه بعدی رو بدست بیارید.

  • ترجمه های کمتر

    • مسیر
    • حامل
    • واگیران
    • (برای موشک و هواپیماو غیره) مسیر تعیین کردن
    • (جانور و به ویژه حشره ی ناقل بیماری) ناقل
    • (ریاضی) بردار
    • (نشان داده شده توسط قطب نما) گذرراه
    • مسیر هواپیما
    • وکتور (زیستشناسی مولکولی)
    • گذرنمایی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vector"

عباراتی شبیه به "vector" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه