ترجمه "vedette" به فارسی
(مهجور) قراول سوار بر اسب, دیده بان سوار بهترین ترجمه های "vedette" به فارسی هستند.
vedette
noun
دستور زبان
A sentinel, usually on horseback, stationed on the outpost of an army, to watch an enemy and give notice of danger; a vidette. [..]
-
(مهجور) قراول سوار بر اسب
-
دیده بان سوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vedette " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن