ترجمه "vehicle" به فارسی
وسیلهٔ نقلیه, حامل, گردونه بهترین ترجمه های "vehicle" به فارسی هستند.
vehicle
noun
دستور زبان
A conveyance; a device for carrying or transporting substances, objects or individuals. [..]
-
وسیلهٔ نقلیه
nouna conveyance
-
حامل
nounYou sent them out this morning to find a vehicle.
شما امروز صبح اونا رو فرستاديد تا يک حامل پيدا کنند.
-
گردونه
nounAny one in these vehicles is at once a spectator and a spectacle.
کسی که در این گردونه باشد هم تماشاچی است و هم مورد تماشا.
-
ترجمه های کمتر
- وسیله نقلیه
- ماشین
- ناقل
- x̂od̪ˈɹ̂o
- بردار
- بَرَن
- خودرو
- اوزار
- ترابر
- مرکوب
- اتوموبیل
- بیانگر
- رسانه
- (داروسازی - هر چیز که با آن دارو را می آمیزند مثلا شکر یا شهد) گوارانگیز
- اوزار (ترابری)
- ماشین سواری
- وسيله نقليه
- وسیله (ی بیان)
- وسیله (ی نقلیه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vehicle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vehicle"
عباراتی شبیه به "vehicle" با ترجمه به فارسی
-
(کشتی که به کمک پروانه در بالای سطح آب حرکت می کند) کشتی هوارو · هاورکرافت · هواناو
-
وسایل حمل و نقل جانوران
-
خودرو به شبکه
-
وسیله نقلیه تجاری
-
خودروی لوکس
-
خودرو_با_سوخت_جايگزين
-
وسایل حمل و نقل · وسایل نقلیه
-
پهپاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن