ترجمه "velocity" به فارسی
سرعت, تندی, شتاب بهترین ترجمه های "velocity" به فارسی هستند.
velocity
noun
دستور زبان
(physics) A vector quantity that denotes the rate of change of position with respect to time, or a speed with the directional component. [..]
-
سرعت
nounThen what we do is we increase the velocity a little bit.
بعد کاری که می کنیم، سرعت را کمی افزایش می دهیم.
-
تندی
-
شتاب
Momentum quantity of motion is the product of mass and velocity.
در صورتیکه قوه یعنی مقدار حرکت برابر با حاصل ضرب جرم در شتاب است.
-
ترجمه های کمتر
- سرعت برداری
- هنگار
- سیزی
- روندی
- چابکی
- (شیمی) سرعت فعل و انفعال
- (فیزیک) میزان پیمایش مسافت نسبت به زمان
- هنگار واکنش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " velocity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "velocity" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک) سرعت نهایی · تندی پایانی · سرعت حد
-
سرعت فاز
-
تندي باد
-
سرعت زاویهای
-
نهایت سرعت
-
(سرعت لازم برای فرار از میدان جاذبه ی زمین یا هر ستاره یا قمر) گریز تندی · سرعت گری · سرعت گریز
-
سرعت
-
(سرعت گلوله هنگام خروج از دهانه ی لوله که برحسب پا در ثانیه حساب می شود) سرعت آغازین · سرعت دهانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن