ترجمه "velvet" به فارسی

مخمل, مخملی, نرم بهترین ترجمه های "velvet" به فارسی هستند.

velvet adjective verb noun دستور زبان

A closely woven fabric (originally of silk, now also of cotton or man-made fibres) with a thick short pile on one side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمل

    fabric [..]

    It was a fantastic night, with a magic canopy of stars sprayed against a velvet sky.

    ستارهها به مشتی الماس شبیه بود که روی پهنهای از مخمل سیاه پاشیده شده باشد.

  • مخملی

    adjective

    There were ten emeralds in the velvet case.

    روی یک سطح مخملی بیش از ده قطعه زمرد خیره کننده میدرخشید.

  • نرم

    adjective

    Arthur came across the room with the velvet tread that always exasperated the good folk at home.

    آرتور، طول اتاق را با قدمهایی نرم که همیشه اهالی خانه را خشمگین میساخت پیمود.

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا - قدیمی - خودمانی) برد
    • (روی شاخ تازه ی آهو و غیره) پوست کرکدار
    • درآمد اضافی
    • سود خالص
    • مخمل مانند
    • مخمل نما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " velvet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "velvet"

عباراتی شبیه به "velvet" با ترجمه به فارسی

  • لوبياهاي مخملي اوسئولا · لوبياهاي مخملي فلوريدا · موكونا پروريانس يوتيليس · موکونا دیرینژیانا
  • لوبياهاي مخملي فلوريدا
  • (جانورشناسی) مور زنبور (زنبور مورچه مانند از تیره ی Mutillidae)
  • لوبياهاي مخملي سياه
  • مخملی
  • لوبياهاي مخملي اوسئولا
  • مخمل · کالای مخملی
  • استيزولوبيوم آتريموم · لوبياهاي بنگالي · لوبياهاي مخملي سياه · موکونا آتریما
اضافه کردن

ترجمه های "velvet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه