ترجمه "velvety" به فارسی

مخملی, نرم, جاافتاده بهترین ترجمه های "velvety" به فارسی هستند.

velvety adjective دستور زبان

Like velvet (but not velvet); soft, smooth, soothing. Not necessarily restricted to the sense of touch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخملی

    adjective

    She was eighteen, and had velvety, soft black eyes, which she used skilfully upon young men

    او هیجده سال داشت، با چشمان قهوه ای مخملی که در حضور جوانان خمارمیشد،

  • نرم

    adjective
  • جاافتاده

  • ترجمه های کمتر

    • (شراب و غیره) ملایم
    • (مانند مخمل) نرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " velvety " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "velvety" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه