ترجمه "vendor" به فارسی
فروشنده, دستفروش, وندور بهترین ترجمه های "vendor" به فارسی هستند.
vendor
verb
noun
دستور زبان
A person or a company that vends or sells. [..]
-
فروشنده
nounA person or a company that vends or sells
You use a pork vendor to look for the dinosaur?
تو از ی فروشنده گوشت خوک خواستی دنبال دایناسور بگرده ؟
-
دستفروش
nounAlso pointed to a vendor on the way.
حتي سر راه به يه دستفروش اشاره هم کردم.
-
وندور
enterprise that contributes goods or services
-
ترجمه های کمتر
- دست فروش
- طواف
- رجوع شود به vending machine
- فروشنده ی دوره گرد
- پیله ور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vendor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vendor
-
فروشنده
nounYou use a pork vendor to look for the dinosaur?
تو از ی فروشنده گوشت خوک خواستی دنبال دایناسور بگرده ؟
-
فروشنده، دست فروش
عباراتی شبیه به "vendor" با ترجمه به فارسی
-
وابستگی به فروشنده
-
مدیریت موجودی با فروشنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن