ترجمه "verbalizer" به فارسی

درازگو, ناطق, پرگو بهترین ترجمه های "verbalizer" به فارسی هستند.

verbalizer noun دستور زبان

A thing that or person who verbalizes; frequently contrasted with visualizer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درازگو

  • ناطق

    noun
  • پرگو

  • ادا کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verbalizer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verbalizer" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) فعل واره · (نادر) لغت به لغت · تحت اللفظی · حرفی · دقیق · زبانی · شفاهی · طابق النعل بالنعل · فعل · فعلی · قولی · لسانی · لغوی · لفاظ · لفظی · وابسته به فعل · وابسته به واژه یا واژه شناسی · واجی · واژه ای · واژه گرای · واژی · کارواژه ای · کارواژی · کلامی · کلمه به کلمه · گفتاری
  • بیان شفاهی · دراز گویی · فعل سازی · پرگویی
  • زبانی · شفاها
  • (اسم و غیره را) تبدیل به فعل کردن · (به صورت واژه) بیان کردن · درازگویی کردن · شهوت کلام داشتن · لفاظی کردن · کارواژ کردن · گفتن
  • اطناب · انتقاد لفظی · بیان با واژه · درازگویی · شرح گفتاری · عبارت · لغت · لغت بی معنی (در جمله) · لفاظی · واج · واژه · واژه بازی · واژه ی بی چم · کلام (در برابر: معنی) · کلمه
  • (دستور زبان) اسم فعل (در انگلیسی مصدر فعل و فعل با ing - اسم فعل می شوند) · اسم فعل · مصدر
  • خلاصه ی مذاکرات · صورتجلسه
  • اطناب · انتقاد لفظی · بیان با واژه · درازگویی · شرح گفتاری · عبارت · لغت · لغت بی معنی (در جمله) · لفاظی · واج · واژه · واژه بازی · واژه ی بی چم · کلام (در برابر: معنی) · کلمه
اضافه کردن

ترجمه های "verbalizer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه