ترجمه "verge" به فارسی

حاشیه, آستانه, لبه بهترین ترجمه های "verge" به فارسی هستند.

verge verb noun دستور زبان

A rod or staff of office, e.g. of a verger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاشیه

    noun
  • آستانه

    noun proper

    But the creature's unbelievably bad at hunting and on the verge of extinction!

    ولی اون جونور نمیتونست غذاشو خودش به راحتی بدست بیاره و در آستانه انقراض بود!

  • لبه

    noun

    Our government is at the verge of falling because of your personal ambitions.

    دولت ما به خاطر اميال شخصي شما در لبه ي پرتگاه قرار گرفته است.

  • ترجمه های کمتر

    • مرز
    • حد
    • لب
    • کناره
    • درفش
    • فرآویز
    • چوبدستی
    • پرک
    • حصار
    • اقتدار
    • محوطه
    • (انگلیس) مرز چمنی
    • (به ویژه گرد) دیواره
    • (ساعت) محور چرخ
    • (معمولا با: to یا toward) تمایل داشتن به
    • (نشان اقتدار یا منصب) عصا
    • حاشیه ی پوشیده از علف (جاده و غیره)
    • در حال تبدیل شدن بودن
    • در مرز (یا آستانه و غیره ی) چیزی بودن
    • درشرف (روی دادن) بودن
    • عصای سلطنتی
    • نزدیک بودن (به)
    • کنار جاده
    • گرایش داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "verge"

اضافه کردن

ترجمه های "verge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه