ترجمه "verisimilitude" به فارسی

راست نمایی, صوری, سطحی بهترین ترجمه های "verisimilitude" به فارسی هستند.

verisimilitude noun دستور زبان

the property of seeming true, of resembling reality; resemblance to reality, realism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راست نمایی

    noun
  • صوری

    adjective
  • سطحی

  • ترجمه های کمتر

    • ظاهری
    • راستین نمایی
    • ظاهرا واقعی (ولی باطنا نه)
    • عین نمایی
    • محتمل نمایی
    • واقع مانندی
    • واقعی نما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verisimilitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verisimilitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه