ترجمه "vermiculated" به فارسی
موجدار, کرم خورده بهترین ترجمه های "vermiculated" به فارسی هستند.
vermiculated
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of vermiculate. [..]
-
موجدار
adjective -
کرم خورده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vermiculated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vermiculated" با ترجمه به فارسی
-
جنبش کرمی · حرکت کرمکی · طرح ژول · طرح کرمی · ژولی · کرم خوردگی
-
(به ویژه روکار ساختمان یا سنگ) دارای طرح کرمی کردن · موجدار · موجدار کردن · ژول · ژول کردن · ژولاندن · ژولانده · ژولیده · کرم خورده · کرمی (vermiculated هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن