ترجمه "vermin" به فارسی
شکارکش, (انگلیس) پرندگان و دیگرجانورانی که شکار را طعمه می کنند, (معمولا جمع) بهترین ترجمه های "vermin" به فارسی هستند.
vermin
noun
دستور زبان
Any one of various common types of small insects or animals which cause harm and annoyance. [..]
-
شکارکش
-
(انگلیس) پرندگان و دیگرجانورانی که شکار را طعمه می کنند
-
(معمولا جمع)
-
ترجمه های کمتر
- آدم موذی
- آفت شکار
- انگل اجتماعی
- جانور موذی
- جانوران موذی
- حشرات (مانند مگس و شپش و کک و موش و غیره)
- خستر (خستران)
- خستران انگلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vermin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vermin" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) خسترزدگی · دچار حشرات بودن · شپش زدگی
-
تولید حشرات یاجانوران موذی کردن · شپش گرفتن
-
حشره زده · حشره مانند · خسترزده · خسترسان · شپشو
-
کنترل جونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن