ترجمه "vernal" به فارسی
بهاری, بهاره, ربیعی بهترین ترجمه های "vernal" به فارسی هستند.
vernal
adjective
دستور زبان
Pertaining to spring. [..]
-
بهاری
adjectivepertaining to spring
-
بهاره
-
ربیعی
-
ترجمه های کمتر
- شاداب
- بهارمانند
- نوبهاری
- پرطراوت
- ملایم
- تر و تازه
- معتدل و مطبوع
- وابسته به بهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vernal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vernal
proper
A city in Utah.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Vernal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vernal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "vernal" با ترجمه به فارسی
-
آنتوگزانتوم · جنس بهاریچمن · علف بهاره
-
(کشاورزی) بهاره کردن · بهاره شدن · بهاریدن
-
اعتدال بهاری
-
کراتوکنژنکتیویت بهاره
-
بهارهسازی · بهارگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن