ترجمه "vertically" به فارسی
راست, بطورعمود بهترین ترجمه های "vertically" به فارسی هستند.
vertically
adverb
دستور زبان
In a vertical direction or position. [..]
-
راست
adjectivebut vertically now, and all was still.
اما اینک دیگر مستقیم و راست به زمین میافتاد. سپس همه چیز به خاموشی گرایید.
-
بطورعمود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vertically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vertically"
عباراتی شبیه به "vertically" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) دایره ی قائم · هچ پرگیر
-
قیمت گذاری سر
-
ترازعمودی
-
رجوع شود به industrial union
-
نوار پیمایش عمودی
-
فرآیند افقی، به فرآیند میان کارکردی، همانند فرآیند توسعه محصول، اطلاق می شود
-
برخاست کوتاه و نشست عمودی
-
عمودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن