ترجمه "vertigo" به فارسی
سرگیجه, گیجی, سرچرخی بهترین ترجمه های "vertigo" به فارسی هستند.
vertigo
noun
دستور زبان
A sensation of whirling and loss of balance, caused by looking down from a great height or by disease affecting the inner ear. [..]
-
سرگیجه
nounsensation of whirling and loss of balance [..]
The colonel, seizing his head in his hands, turned in his tracks as if struck with vertigo.
سرهنگ برگشت و انگار دچار تهوع و سرگیجه شده بود.
-
گیجی
-
سرچرخی
-
ترجمه های کمتر
- سرگشت
- (پزشکی) سرگیجه
- دوار سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vertigo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vertigo
Vertigo (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Vertigo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vertigo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن