ترجمه "vesiculate" به فارسی

آبدانک دار, آبدانک دار کردن یا شدن, تاول دار بهترین ترجمه های "vesiculate" به فارسی هستند.

vesiculate adjective verb دستور زبان

(transitive) to make vesicular [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدانک دار

  • آبدانک دار کردن یا شدن

  • تاول دار

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به vesicular
    • ریزکیسه دار
    • مثانه دار
    • مثانه دار کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vesiculate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vesiculate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vesiculate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه