ترجمه "veterinary" به فارسی
دامپزشک, دامپزشکی بهترین ترجمه های "veterinary" به فارسی هستند.
veterinary
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to the medical or surgical treatment of animals, especially domestic and farm animals [..]
-
دامپزشک
nounA doctor who practices veterinary medicine.
A stable and a barracks for the drovers, overseer and a veterinary surgeon had been built
و برای نگهبانان و سرپرست و دامپزشک ایل خی نیز خانهای درکنار آنها بنا گردید.
-
دامپزشکی
whom I asked, ever attended a veterinary conference?
در یک کنفرانس دامپزشکی حضور نداشتیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veterinary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veterinary" با ترجمه به فارسی
-
دنداندامپزشكي
-
بیطار · دامپزشک
-
جراحي دامپزشكي · دامپزشکی · پزشكي جانور
-
جراحان دامپزشكي · دامپزشکان
-
داروها · داروهاي دامپزشكي · شيميدرمانگرها · فرآوردههاي دارويي · مواد درماني
-
تجهیزات دامپزشکی · نيشتر
-
بهداشت دامپزشکی
-
جراحي دامپزشكي · دامپزشکی · پزشكي جانور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن