ترجمه "victory" به فارسی
ظفر, پیروزی, فتح بهترین ترجمه های "victory" به فارسی هستند.
victory
verb
noun
دستور زبان
The state of having won a competition or battle. [..]
-
ظفر
nounan instance of having won a competition or battle [..]
He had a lady's waist, a victorious manner of trailing his sword and of twirling his mustache in a hook.
اندامی ماد مو ازلی، شمشیر بستنی ظریف و ظفر آمیز، و سبیلی باریک و برگشته داشت.
-
پیروزی
nounan instance of having won a competition or battle [..]
Victory attained by violence is tantamount to a defeat, for it is momentary.
پیروزی با خشونت به دست آمده یک شکست است، چرا که لحظه ای است.
-
فتح
nounIn victory or defeat, they were their boys.
در فتح یا شکست. اینان فرزندان آن مردم بودند.
-
ترجمه های کمتر
- غلبه
- فیروزی
- موفقیت
- نصرت
- چیرگی
- piruzi
- چیری
- کامیابی
- طاق نصرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " victory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "victory" با ترجمه به فارسی
-
برنده · فاتح · فاتحانه · فریاد پیروزی · مظفر · منصور · پیروز · پیروزمند · پیروزمندانه · چیره
-
شمشیرهای قادسیه
-
(پیروزی توام با تلفات و خسارات زیاد) برد پر زیان · برد برابر با باخت · پیروزی بی فایده · پیروزی شکست آمیز
-
پیروزی توام با تلفات و ضایعات سنگین · پیروزی گرانبها
-
ابراهيم ويكتوري
-
با پیروزی · مظفرانه
-
فرار به سوی پیروزی
-
روز پیروزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن