ترجمه "view" به فارسی

دیدن, دید, منظره بهترین ترجمه های "view" به فارسی هستند.

view verb noun دستور زبان

The act of seeing or looking at something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    to look at

    like viewing distant street lamps through a glass of wine.

    مانند دیدن نور کم چراغ های خیابان از میان لیوانی شراب.

  • دید

    noun

    something to look at

    But that could just be because the submersible has a wider field of view.

    اما دلیلش می تونه فقط این باشه که وسعت دید زیر دریایی وسیعتر است.

  • منظره

    noun

    something to look at

    But, hey, you don't go there for the food, you go there for the view.

    اما ، هي ، براي غذا که اونجا نميري ، براي منظره اش ميري.

  • ترجمه های کمتر

    • نظر
    • دیدَن
    • چشم انداز
    • عقیده
    • نما
    • ویو
    • ديدن
    • دیدگاه
    • نگرش
    • نگاه
    • ديد
    • مشاهده
    • لحاظ
    • بررسی
    • تصویر
    • درک
    • منظور
    • دیدرس
    • استدلال
    • نگریستن
    • ترغیب
    • ورانداز
    • هدف
    • دورنما
    • مدنظر
    • دیدار
    • دریافت
    • قصد
    • احساس
    • برداشت
    • تمایل
    • گمان
    • فهم
    • فرتور
    • نگاره
    • عاطفه
    • ادراک
    • تشویق
    • رای
    • قسم
    • (حقوق) بازدید هیئت منصفه (از محل وقوع جرم و غیره)
    • بازبینی کردن
    • بازرسی کردن
    • بررسی کردن
    • تماشا کردن
    • جنبه فکری
    • حدود صلاحیت
    • رسیدگی کردن
    • عقیده دینی
    • ملاحظه کردن 0
    • مناظر و مرایا
    • مواد اساسی
    • موضوع مورد بحث
    • نظر افکندن
    • نظر کردن 1
    • نگاه کردن
    • نگاه گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " view " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

View

A common menu item that enables the user to select how the contents of the current program are displayed.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظر؛ دیدگاه

تصاویر با "view"

عباراتی شبیه به "view" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "view" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه