ترجمه "vigorous" به فارسی
شدید, زورمند, تندرست بهترین ترجمه های "vigorous" به فارسی هستند.
vigorous
adjective
دستور زبان
Physically strong and active. [..]
-
شدید
adjectiveher protest was not only nervous but vigorous.
اعتراضش نه تنها عصبی بلکه شدید بود.
-
زورمند
adjective -
تندرست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- شديد
- نیرومند
- محکم
- پرتوان
- قدرتمند
- قاطعانه
- شاداب
- قاطع
- بسیار، وافر، فراوان
- سخت
- سرسخت
- سرزنده
- تهمتن
- زورمندانه
- ستهم
- پرنیرو
- قلچماق
- مجدانه
- توانمند
- سرسختانه
- جدی
- (گیاه) برومند
- خوش رشد
- سبز و خرم
- پرشور و حرارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vigorous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vigorous" با ترجمه به فارسی
-
بازور · باقوت · شدیدا
-
(گیاه و جانور) قدرت رشد · بنیه · تب و تاب · توان · حرارت · رشد تند و حاکی از سلامتی · زور (انگلیس : vigour) · ستهمی · سختی · شدت · شور · قدرت · نیرو · نیروی زیستی
-
رجوع شود به heterosis
-
خوش بنیگی · زورمندی
-
(گیاه و جانور) قدرت رشد · بنیه · تب و تاب · توان · حرارت · رشد تند و حاکی از سلامتی · زور (انگلیس : vigour) · ستهمی · سختی · شدت · شور · قدرت · نیرو · نیروی زیستی
-
بازور · باقوت · شدیدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن