ترجمه "virago" به فارسی
پتیاره, شیرزن, سلیطه بهترین ترجمه های "virago" به فارسی هستند.
virago
noun
دستور زبان
pertaining to a virago [..]
-
پتیاره
a virago and a widow, hard working and harsher tempered,
این خانم زنی پتیاره و بیوه سخت کوش و تندجو بود ،
-
شیرزن
-
سلیطه
-
ترجمه های کمتر
- قلچماق
- (زن) بددهن
- (زن) جنگی
- (قدیمی) زن مردمانند
- دهن دریده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virago " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن