ترجمه "virgin" به فارسی

دوشیزه, دست نخورده, باکره بهترین ترجمه های "virgin" به فارسی هستند.

virgin adjective noun feminine دستور زبان

A person who has never had sexual intercourse, or sometimes, one who has never engaged in any sexual activity at all. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    noun

    person who has never had sexual intercourse [..]

    now we'll test your virginity. start

    حالا ما دوشیزه بودن شما رو بررسی میکنیم شروع کنید

  • دست نخورده

    adjective

    of an object, untouched

  • باکره

    noun

    person who has never had sexual intercourse

    But all this seemed so little, so virginal, against the other.

    اما همهی اینها در مقایسه با آن بسیار اندک و ناشی از دیدگاه یک باکره بود.

  • ترجمه های کمتر

    • پاکدامن
    • عفیف
    • بکر
    • عذرا
    • تازه
    • خالص
    • بافضیلت
    • بالست
    • پوپک
    • پرهیزکار
    • آغازین
    • نوین
    • نجیب
    • اولیه
    • نو
    • (جانور) هرگز جفتگیری نشده
    • (مرد) زن ندیده
    • استفاده نشده
    • جماع نکرده
    • دختر باکره
    • دست اول
    • دوشیزه ای
    • رجوع شود به virgo
    • ناب 0
    • نخستین 1
    • وابسته به یا متشکل از باکره ها
    • کشت نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virgin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Virgin proper noun

Mary, the mother of Jesus. [..]

+ اضافه کردن

"Virgin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Virgin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "virgin" با ترجمه به فارسی

  • جزاير ويرجين (يو.اس.آ)
  • (روم باستان) راهبه ی وستا (دختران باکره که در معبد وستا خدمت می کردند) · باکرههای وستال
  • (الهیات مسیحی) اعتقاد به تولد عیسی از مریم باکره · بکرزایی · رجوع شود به parthenogenesis
  • بکری
  • یکی از لقب های ملکه الیزابت اول (رجوع شود به Elizabeth)
  • خاکهای بکر
  • جزایر ویرجین ایالات متحده
  • جزاير ويرجين آمريكا
اضافه کردن

ترجمه های "virgin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه