ترجمه "virginity" به فارسی
بکارت, باکرگی, دوشیزگی بهترین ترجمه های "virginity" به فارسی هستند.
virginity
noun
دستور زبان
The state of being a virgin. [..]
-
بکارت
nounstate or characteristic of being a virgin [..]
This coquettish garden, formerly decidedly compromised, had returned to virginity and modesty.
این باغ لوند که سابقا پر از فضیحت بود، دوباره قدم در بکارت و عصمت نهاده بود.
-
باکرگی
nounstate or characteristic of being a virgin [..]
Of teenage girls who pledged sexual abstinence and virginity until marriage —
از میان دخترانی که تعهد به نجابت و باکرگی تا زمان ازدواج دادند،
-
دوشیزگی
to test the virginity in the chinese imperial household
برای تشخیص دوشیزگی خانه داران سلطنتی در چین استفاده میشه
-
ترجمه های کمتر
- پاکی
- دخترکی
- پوپکی
- نوینی
- عفت
- تازگی
- دختری
- دست نخوردگی
- رجوع شود به celibacy
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virginity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "virginity" با ترجمه به فارسی
-
جزاير ويرجين (يو.اس.آ)
-
(روم باستان) راهبه ی وستا (دختران باکره که در معبد وستا خدمت می کردند) · باکرههای وستال
-
(الهیات مسیحی) اعتقاد به تولد عیسی از مریم باکره · بکرزایی · رجوع شود به parthenogenesis
-
یکی از لقب های ملکه الیزابت اول (رجوع شود به Elizabeth)
-
خاکهای بکر
-
جزایر ویرجین ایالات متحده
-
جزاير ويرجين آمريكا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن