ترجمه "virility" به فارسی

مردانگی, مردی, نیرومندی بهترین ترجمه های "virility" به فارسی هستند.

virility noun دستور زبان

Manly character [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردانگی

    noun

    the state of being virile

    A woman's true tenderness, like the true virility of man, is expressed in action of a conquering kind.

    مهربانی و لطافت زن درست مثل مردانگی حقیقی مرد در علکرد ظفرمندانه نمود مییابد.

  • مردی

    A middle aged man, handsome and virile, in the uniform of a retired naval officer

    در این میان مردی میان سال و زیبا باقیافه مردانه و لباس رسمی افسر بازنشسته

  • نیرومندی

    noun

    but the survivors emerged from the waters stronger and more virile.

    اما آنان که زنده ماندند و از آب بیرون آمدند مردان قوی و نیرومندی بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • رجولیت
    • نرینگی
    • قوه مردی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "virility" با ترجمه به فارسی

  • (از نظر جنسی) پرتوان · حشری · دارای کمر قرص · قادر به جفتگیری · قوی · مردآسا · مردافکن · مردانه · مردمانند · مردوار · نیرومند · پرزور
  • (پزشکی - پیدایش ویژگی های مردی در زن) مردنمایی · مردسانی
اضافه کردن

ترجمه های "virility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه