ترجمه "visaged" به فارسی

- رو, - سیما, - قیافه بهترین ترجمه های "visaged" به فارسی هستند.

visaged adjective دستور زبان

(literary, used in combination) having a certain type of face. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • - رو

  • - سیما

  • - قیافه

  • پسوند: - رخ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visaged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "visaged" با ترجمه به فارسی

  • جنبه · دیم · رخ · رخسار · رو · سیما · صورت · ظاهر · قیافه · لقا · لچ · لیوان · منظر · نما · پک و پوز · چهره
اضافه کردن

ترجمه های "visaged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه