ترجمه "viscid" به فارسی
چسبناک, لزج, چسبنده بهترین ترجمه های "viscid" به فارسی هستند.
viscid
adjective
دستور زبان
Viscous; having a high viscosity. [..]
-
چسبناک
adjective -
لزج
Her thoughts muddled her brain, covered her eyes with a gray mist, and plunged her into something sticky, viscid, chilling and paining her body.
اندیشهها مغزش را آشفته میکرد و بخاری آبی رنگ جلو چشمهایشمیکشید و وی را در چیز سرد و لزج و چندشآوری فرو میبرد .
-
چسبنده
-
ترجمه های کمتر
- دوسنده (رجوع شود به viscous)
- پوشیده از ماده ی چسبناک
- چسب پوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viscid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viscid" با ترجمه به فارسی
-
لزوجت · چسبندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن