ترجمه "viscous" به فارسی
چسبناک, دوسناک, چسبنده بهترین ترجمه های "viscous" به فارسی هستند.
viscous
adjective
دستور زبان
Having a thick, sticky consistency between solid and liquid [..]
-
چسبناک
adjective -
دوسناک
-
چسبنده
Bright plastic bags blew across its viscous, weedy surface like subtropical flying flowers.
کیسههای نایلونی شفاف بر سطح چسبنده و خزه بستهاش چون گلهای پرندة گرمسیری در حرکت بودند.
-
ترجمه های کمتر
- لزج
- ویسکوز
- پرقوام
- (فیزیک) گران رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viscous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن