ترجمه "visionary" به فارسی

خیالی, بصیر, رویایی بهترین ترجمه های "visionary" به فارسی هستند.

visionary adjective noun دستور زبان

someone who has visions; a seer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیالی

    noun

    she wanted to wander on in that visionary future without interruption.

    اکنون میخواست به تنهایی در آن آینده خیالی پرسه بزند.

  • بصیر

  • رویایی

    adjective

    visionary, measurable, long-term targets

    اهدافی رویایی، قابل اندازه گیری و بلند مدت

  • ترجمه های کمتر

    • خیالباف
    • دوراندیش
    • تصوری
    • رازبین
    • ناراستینه
    • پندارپرست
    • غیبگو
    • نشدنی
    • نظری
    • آدمی که خواب نما می شود
    • آرمان گرای افراطی
    • اهل خواب و خیال
    • غیر عملی
    • غیر واقعی
    • وابسته به یا اهل خواب نمایی
    • ژرف بین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visionary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "visionary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه