ترجمه "visualisation" به فارسی
تجسم, تصور بهترین ترجمه های "visualisation" به فارسی هستند.
visualisation
noun
دستور زبان
The act of imagining or visualizing something. [..]
-
تجسم
nouni took the visualisation process from the apollo program
من فرایند تجسم کردن را از برنامه آپولو یاد گرفتم
-
تصور
nounI visualise the lamps flaring and going out, all at once, like a flashbulb on a camera.
تصور میکنم که همه نورافکنها دریک لحظه، پرنور و بعد خاموش میشوند، مثل فلاش دوربین عکاسی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visualisation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "visualisation" با ترجمه به فارسی
-
تصور کردن · رویایی بودن · علاقه داشتن به · متصور ساختن · مجسم ساختن · مجسم کردن
-
متفکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن