ترجمه "vitiator" به فارسی
مخرب, تباه سازنده, مبطل ل بهترین ترجمه های "vitiator" به فارسی هستند.
vitiator
noun
دستور زبان
That which vitiates.
-
مخرب
-
تباه سازنده
-
مبطل ل
-
معیوب سازنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vitiator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vitiator" با ترجمه به فارسی
-
(قرارداد یا سند و غیره) بی اعتبار کردن · باطل کردن · بلااثر کردن · بی حرمتی کردن · تباه شدن · تباه کردن · خراب کردن · دچار ضلالت کردن · زیان رساندن · فاسد شدن · لغو کردن · معیوب کردن · ناقص کردن · ناپاک ساختن · پست کردن · گمراه کردن
-
ابطال · تباه سازی · تباهی · تفساد · فساد · معیوب سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن