ترجمه "vivifier" به فارسی

حیات بخش, هستی بخش بهترین ترجمه های "vivifier" به فارسی هستند.

vivifier noun دستور زبان

One who or that which vivifies.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حیات بخش

    which being subsequently brought into contact with the blood imparts to the blood its vivifying principle, I do not think I shall err;

    که چون بعدا با خون در تماس گذارده میشود اصل حیات بخش خود را به خون میدهد گمان نمیکنم اشتباه کرده باشم،

  • هستی بخش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vivifier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vivifier" با ترجمه به فارسی

  • احیا کردن · از سر گرفتن · جانمند کردن · زنده کردن · سرزنده تر کردن · فعال تر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "vivifier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه