ترجمه "voiceful" به فارسی

صدادار, صداپیچ شونده, طنین انداز بهترین ترجمه های "voiceful" به فارسی هستند.

voiceful adjective دستور زبان

vocal; sounding

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صدادار

    Good evening! said the man, in a thick, bass voice, breathing heavily.

    بازوی راست را بدون عجله بلند کرد و آهی صدادار کشیده با صدائی از درون سینه گفت: سلام!

  • صداپیچ شونده

  • طنین انداز

    cringing from the voices in his head

    صداهایی که در سرش طنین انداز بودند او را هراسان کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voiceful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "voiceful" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "voiceful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه