ترجمه "volant" به فارسی
تیزدست, زبل, پروازکننده بهترین ترجمه های "volant" به فارسی هستند.
volant
adjective
دستور زبان
(heraldry) Having extended wings as if flying. [..]
-
تیزدست
-
زبل
adjective -
پروازکننده
-
ترجمه های کمتر
- پروازگر
- چابک
- چست
- (نشان های خانوادگی) در حال پرواز
- قادر به پرواز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن