ترجمه "volcanic" به فارسی
آتش فشان, آتشفشانی, (مثلا وضع یک کشور یا شرکت) انفجاری بهترین ترجمه های "volcanic" به فارسی هستند.
volcanic
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to a volcano or volcanoes; as, volcanic heat. [..]
-
آتش فشان
-
آتشفشانی
First when we arrived, then in the castle, the maze and volcanic zone, now here.
اولین بار موقع ورودمان، بعد داخل قلعه، داخل هزارتو و منطقه آتشفشانی، و حالا اینجا.
-
(مثلا وضع یک کشور یا شرکت) انفجاری
-
ترجمه های کمتر
- آتشفشان مانند
- بسیار بی ثبات
- وابسته به یا ناشی از آتشفشان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volcanic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "volcanic" با ترجمه به فارسی
-
خاكهاي خاكستر آتشفشاني · خاكهاي پوميسي · خاکهای آتشفشانی
-
هفت کوه آتشفشانی
-
شیشه آتشفشانی · شیشه ی آتشفشانی
-
تنوره آتشفشانی
-
سنگ آتشفشانی
-
کمربند آتشفشانی
-
مخروط آتشفشانی
-
میدان آتشفشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن