ترجمه "volunteer" به فارسی

داوطلب, داوطلب شدن, داوخواه بهترین ترجمه های "volunteer" به فارسی هستند.

volunteer verb noun دستور زبان

One who enters into, or offers for, any service of his/her own free will, especially when done without pay. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داوطلب

    one who voluntarily offers himself/herself for service

    She volunteered plenty, but I never saw him ask her for any.

    اون خيلي داوطلب بود ، اما هيچ وقت که نديدم اون از زنش هيچ مشاوره اي بخواد.

  • داوطلب شدن

    verb

    from volunteering to charitable donations and even altruistic kidney donations.

    از داوطلب شدن برای کمک های خیریه و حتی اهدای فداکارانه کلیه.

  • داوخواه

  • ترجمه های کمتر

    • خواستار
    • وحشی
    • (داوطلبانه) گفتن یا عرضه داشتن
    • (گیاه شناسی) خودروی
    • ارزانی داشتن
    • داوخواه شدن
    • سرباز داوخواه (در برابر: سربازی که فراخوان شده یا مشمول است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " volunteer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Volunteer noun

a native or resident of Tennessee

+ اضافه کردن

"Volunteer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Volunteer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "volunteer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "volunteer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه