ترجمه "voluted" به فارسی
حلزونی, طوماری بهترین ترجمه های "voluted" به فارسی هستند.
voluted
adjective
دستور زبان
Having a volute, or spiral scroll. [..]
-
حلزونی
adjective -
طوماری
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voluted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "voluted" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) والوت (حلزون تیره ی Volutidae بومی آب های گرمسیری آسیای شرقی) · (صدف یا کپه ی برخی جانداران) طرح مارپیچی روی صدف · (معماری یونانی) سر ستون طوماری · حلزونی · دارای اندام پیچاپیچ · طومار پیچیده · طوماری · پیچک
-
حلقه ی مارپیچ مانند · غلت · چرخش
-
(جانورشناسی) والوت (حلزون تیره ی Volutidae بومی آب های گرمسیری آسیای شرقی) · (صدف یا کپه ی برخی جانداران) طرح مارپیچی روی صدف · (معماری یونانی) سر ستون طوماری · حلزونی · دارای اندام پیچاپیچ · طومار پیچیده · طوماری · پیچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن