ترجمه "voodoo" به فارسی
وودوو, افسونگر, جادوگری بهترین ترجمه های "voodoo" به فارسی هستند.
voodoo
verb
noun
دستور زبان
A religion of the Ewe/Fon of West Africa, practiced chiefly in Benin. [..]
-
وودوو
Voodoo One, 090, radar contact 15 miles.
وودوو يک ، وودو يک ، 090 ، در فاصله 15 مايلي توي رادار ديده ميشن.
-
افسونگر
nounIt kind of looked like a voodoo doll.
یه جورایی شبیه عروسک افسونگر بود
-
جادوگری
noun
-
ترجمه های کمتر
- بت
- (مذهب برخی مردم افریقا و کارائیب که جادو و طلسم در آن نقش بزرگی دارد) ودو
- تحت تاثیر طلسم ودو قرار دادن
- جادوگر سیاهپوست
- طلسم ودو
- وابسته به ودو
- ودو کردن
- چشم زخم
- کشیش ودو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voodoo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن