ترجمه "vortex" به فارسی

گرداب, حلقه, گردبادی بهترین ترجمه های "vortex" به فارسی هستند.

vortex noun دستور زبان

A whirlwind, whirlpool, or similarly moving matter in the form of a spiral or column. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرداب

    noun

    Time would fold in on itself, creating a temporal vortex.

    اینطوری زمان چند لایه میشه و یه گرداب زمانی ایجاد میشه

  • حلقه

    noun

    They're closing the vortex!

    دارن حلقه رو مي بندن!

  • گردبادی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تاو
    • پیچاب
    • چرخاب
    • پیچیدگی
    • چرخش
    • (مجازی) وسط هر چیز پر تلاطم و فعالیت
    • حرکت چرخشی
    • مرکز گرداب (یا گردباد)
    • گرداب (whirlpool هم می گویند)
    • گردباد (whirlwind هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vortex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vortex" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vortex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه