ترجمه "vouch" به فارسی

تضمین, پایندانی, (قدیمی) شهادت دادن بهترین ترجمه های "vouch" به فارسی هستند.

vouch Verb verb noun دستور زبان

To take responsibility for; to express confidence in; to witness; to obtest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تضمین

    noun

    My temper I dare not vouch for.

    در مورد خلق وخوبم چیزی را تضمین نمیکنم....

  • پایندانی

  • (قدیمی) شهادت دادن

  • ترجمه های کمتر

    • (معمولا با: for) ضمانت کردن
    • (مهجور) ضمانت
    • اثبات کردن
    • به ثبوت رساندن
    • تصدیق کردن
    • تضمین کردن
    • ضمانت کردن
    • پایندان کردن
    • گواهی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vouch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vouch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه