ترجمه "vox" به فارسی
سخنگویی, (لاتین) صدا بهترین ترجمه های "vox" به فارسی هستند.
vox
noun
the sound made by the vibration of vocal folds modified by the resonance of the vocal tract; "a singer takes good care of his voice"; "the giraffe cannot make any vocalizations"
-
سخنگویی
noun -
(لاتین) صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vox " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
VOx
abbreviation
oxygen uptake [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"VOx" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای VOx در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
VOX
abbreviation
voice operated recording [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"VOX" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای VOX در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "vox" با ترجمه به فارسی
-
(لاتین) صدای مردم · افکار عمومی (مخفف : vox pop)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن