ترجمه "wad" به فارسی
دسته, توده, مچاله بهترین ترجمه های "wad" به فارسی هستند.
wad
verb
noun
دستور زبان
An amorphous, compact mass. [..]
-
دسته
noun -
توده
noun -
مچاله
pulled out the wad of material gagging Harry
پارچهی مچاله شده را از دهان هری درآورد
-
ترجمه های کمتر
- لوله
- قلمبه
- لایی
- فراوان
- زیاد
- آکندن
- تودوزی
- تپاندن
- دودکش
- نواله
- پرکردن
- آستری
- چپاندن
- کوهستانی
- کوهستان
- لفاف
- سیلاب
- نمد
- نشخوار
- چونه
- فشردن
- تعمق
- دارایی
- کوه
- تفکر
- فراوانی
- (اسکاتلند) رجوع شود به would
- (با پنبه یا نمد وغیره) تودوزی کردن
- (با پنبه یا کهنه و غیره) سوراخ یا درز چیزی را گرفتن
- (توده ی پنبه یا پارچه و غیره که برای گرفتن درز یا سوراخ یا برای بسته بندی و لفاف و غیره به کار می رود) لنت
- (عامیانه) دار و ندار
- (عامیانه) مقدار زیاد
- (عامیانه) یک دسته اسکناس
- (لوله ی تفنگ و فشنگ و غیره) سر پرکن
- (پنبه یا کاغذ و غیره) گلوله
- اپل ساختن
- تو لحافی
- توده کاه
- دسته کردن
- زه پوکه
- سیل کلمات
- فرو بردن
- قلمبه کردن
- لقمه جویده
- لوله بند
- لوله کردن
- مچاله کردن
- هست و نیست
- همه ی پول شخص
- پر کردن
- پول زیاد
- کیپ کردن
- گلوله کردن
- یک دنیا
- یک عالمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
WAD
Acronym
It works as designed.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"WAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای WAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wad"
عباراتی شبیه به "wad" با ترجمه به فارسی
-
فراوان
-
(پنبه و غیره) گلوله · (پنبه یا کهنه و غیره برای بسته بندی و غیره) لفاف · تو تشکی · تو دوزی · تولحافی · لایه · لایی · پنبه ی بسته بندی
-
(پنبه و غیره) گلوله · (پنبه یا کهنه و غیره برای بسته بندی و غیره) لفاف · تو تشکی · تو دوزی · تولحافی · لایه · لایی · پنبه ی بسته بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن