ترجمه "wagering" به فارسی

شرط بندی ترجمه "wagering" به فارسی است.

wagering noun verb دستور زبان

Present participle of wager. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرط بندی

    You unwittingly made this a wager worth playing.

    تو ناخواسته کاری کردی این شرط بندی ارزش بازی کردن داشته باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wagering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wagering" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) تعهد · شرط · شرط بستن · شرط بندی · شرط بندی کردن · قول
اضافه کردن

ترجمه های "wagering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه