ترجمه "waggon" به فارسی
واگن, ارابه, (انگلیس) رجوع شود به wagon بهترین ترجمه های "waggon" به فارسی هستند.
waggon
verb
noun
دستور زبان
(UK, rare) Alternative spelling of wagon. [..]
-
واگن
With twelve loaded waggons the engine panted on the up grade.
ترن، با دوازده واگن پر، از سربالایی حرکت میکرد،
-
ارابه
nounher waggoner a small greycoated gnat
ارابه رونش هم يک پشه با کت خاکستري کوچک هست
-
(انگلیس) رجوع شود به wagon
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waggon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "waggon"
عباراتی شبیه به "waggon" با ترجمه به فارسی
-
واگن چی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن