ترجمه "wagon" به فارسی

ارابه, گاری, دلیجان بهترین ترجمه های "wagon" به فارسی هستند.

wagon verb noun دستور زبان

A four-wheeled cart for hauling loads. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارابه

    Once more she stared after the retreating wagon.

    آکسینیا یک بار دیگر ارابه را که دور میشد نگاه کرد.

  • گاری

    noun

    Each wagon accommodated a dozen passengers and was drawn by teams of horses or mules.

    هر گاری برای دوازده نفر مسافر جا داشت و توسط چند اسب یا قاطر کشیده میشد.

  • دلیجان

    Well, I guess that makes this one fortuitous wagon.

    خب ، پس گمونم تصادفی به این دلیجان برخوردی ؟

  • ترجمه های کمتر

    • (راه آهن) واگن باری (امریکا: freight car)
    • اتومبیل پلیس
    • ارابه ی کودک
    • با واگن حمل کردن
    • مخفف : wagonstation
    • گاری بچگانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wagon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wagon noun

a group of seven bright stars in the constellation Ursa Major

+ اضافه کردن

"Wagon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wagon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wagon"

عباراتی شبیه به "wagon" با ترجمه به فارسی

  • ارابه ران · مکاری · گاری چی
  • (اتومبیل) استیشن · استیشن واگن · ماشین کبریتی
  • رجوع شود به tea cart
  • (به ویژه کوچگران غرب امریکا در قرن گذشته) کاروان دلیجان ها · قطار · کاروان · کاروان گاری ها
  • انگیزه کار گروهی
  • (پلیس) استیشن ویژه ی حمل زندانیان · اتومبیل پلیس · وانت شهربانی
  • (امریکا - خودمانی) اتومبیل گشتی پلیس · اتومبیل پلیس
  • واگنها · گاریها
اضافه کردن

ترجمه های "wagon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه