ترجمه "wake up" به فارسی
بیدار شدن, بیدار ماندن, بیدار کردن بهترین ترجمه های "wake up" به فارسی هستند.
wake up
verb
دستور زبان
(intransitive) To awake. [..]
-
بیدار شدن
verbTo (become) awake [..]
The elder gods are waking up.
خدایان پیرتر در حال بیدار شدن هستند.
-
بیدار ماندن
verb -
بیدار کردن
verbKouzma, waked up by her, came sidling sleepily out onto the steps.
کوزما را بیدار کرد و او دواندوان، پابرهنه وخوابآلود تا روی پلهها آمد.
-
رم دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wake up " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wake up"
عباراتی شبیه به "wake up" با ترجمه به فارسی
-
بیداری · جنبش
-
شیپور بیدارباش
-
(عامیانه) رجوع شود به flicker
-
بیداری · جنبش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن