ترجمه "wallet" به فارسی

کیف پول, کيف پول, کیف جیبی بهترین ترجمه های "wallet" به فارسی هستند.

wallet noun دستور زبان

A small case, often flat and often made of leather, for keeping money (especially paper money), credit cards, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیف پول

    noun

    case for keeping money [..]

    Hap got the man's wallet out of his hip pocket and looked at it.

    هپ کیف پول مرد را از جیب عقب شلوارش، بیرون کشید و محتویات آن را نگاه کرد.

  • کيف پول

    A flat, foldable, pocket case, for keeping paper money, credit cards, identification cards, etc. [..]

    It looks like he's got a wallet in his back pocket.

    بنظر مياد توي جيب پشتش يه کيف پول هست.

  • کیف جیبی

    noun

    jam, butter, car keys, wallets they're all there, they just can't see them.

    مربا،کره، سویچ ماشین،کیف جیبی، همه و همه سر جایشان هستند فقط او نمیتواند آنها را ببیند.

  • ترجمه های کمتر

    • جوال
    • انبان
    • پرونده
    • (به ویژه مردانه) کیف پول
    • (قدیمی) خورجین
    • کیف بغلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wallet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wallet"

عباراتی شبیه به "wallet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wallet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه